صفحات

سه‌شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۲ ه‍.ش.

این روزها تنها می‌گریم، سخنی با کسی ندارم، به من و ما باز هم خیانت شد!







این روزها تنها می‌گریم، سخنی با کسی ندارم،
به من و ما باز هم خیانت شد!

«مگه رأیتو نمی‌خواستی پس بگیری؟! بیا این رأیته!»

«م. دانا»

به یاد میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و شیخ شجاع، کروبی و به یاد آن دختر معترض جنبش سبز که جنایتکاران رژیم در حین تجاوز به او فریاد می‌کردند «مگه رأیتو نمی‌خواستی پس بگیری؟! بیا این رأیته!»، باور دارم دوستان بنفش چیزی فراتر از رأی مورد نظر آن جنایت‌پیشه به دست نیاورده‌اند.

در حالی که نظام چهار سال با تمام توان رسانه‌ای خود، هواداران جنبش سبز را تا حد فریب‌خورده، مفتون، خائن و وطن‌فروش یا در بهترین حالت، نادان بی‌خبر از همه جا معرفی کرد، گویا توانست هدف کلی جنبش را در نزد خود سبزی‌ها به مخالفت با اشخاص و نام‌هایی مانند احمدی‌نژاد یا جلیلی تنزل دهد، گو این که اصلاً جای بحث نیست که همین افراد محصول کلیت جمهوری اسلامی هستند. سرمهندسی کارآزموده با بیست و چند سال سابقه به نام خامنه‌ای (او را در منزل «نظام» صدا می‌کنند) با در خدمت داشتن مدیر پروژه کاربلدی به نام خاتمی (تدارکاتچی نظام) می‌توانند حتی چهار سال دیگر مردم را از ترس یک لولوی دیگر به رأی دادن به هر کسی که اکنون شاید منفور به نظر برسد ترغیب کنند. روند آشنای دگردیسی افراد و «ملاک، حال افراد است»، از فرط روشنی نیاز به مثال آوردن ندارد.



از عجایب توانایی‌های جناب خاتمی این که طوری وانمود می‌کنند که گویا خواست‌ها و مطالبات حداقلی مردم خواهان تغییر، هیچ کف تعریف‌شده و ثابتی ندارد و این بزرگ‌ترین اشتباه و مغلطه‌ای بسیار احمقانه است؛ این البته به مدد مردمی که نه تنها حافظه تاریخی ندارند بلکه به دلیل سیر آنچه بر آنان گذشته و همواره در موقعیت استضعاف فکری نگاه داشته شده‌اند لاجرم اندک شعور سیاسی هم ندارند، ممکن می‌شود. دقیقاً بر عکس میر بزرگوار که نه تنها حداقل‌های خواست جنبش مانند عمل بر اساس قانون اساسی را اعلام نمود، بلکه چهارچوب کلی رفتار و مسیر آن را هم به صورت شفاف بیان کرد.

تنها وظیفه خاتمی، گویی این است که مردم را هر بار پای میز این قمار باز شیاد بکشد که از هیچ فریب و تقلبی ابا ندارد و تنها به دو اصل در بازی پای‌بند است؛ یک، این که هرگز نبازد؛ دو، این که بازی همیشه برپا و در جریان باشد.

البته اذعان می‌کنم که جناب خاتمی کمک‌های خوبی تا کنون در جهت خواست اکثریت معترض داشته‌اند و ایجانب هرگز قصد حمله یا توهین به ایشان را ندارم اما بررسی رفتار ایشان متأسفانه این برایند را به دست می‌دهد که بیش از این که در خدمت و جهت اهداف هواخواهانشان باشند، به ابزار سیاسی نظامی بدل شده‌اند که مدت‌هاست دیگر مردم را ولی‌نعمت خود نمی‌داند.

در مقابل مردمی که هر بار به کم‌ترین یا هیچ از خواست به حق خود تن می‌دهند اما حریفی نشسته که در تمام وجوه، مطالبات تمامیت‌خواهانه دارد، انتخابات برگزار شود، مشارکت حداکثری باشد، برای نظام وجهه‌سازی بین‌المللی کند، نتیجه در جهت منافع او باشد - که اگر نباشد او گزینه حذف پست ریاست جمهوری و توان اقناع یا سرکوب معترضان را هنوز روی میز دارد - و چه و چه.

این گونه است که می‌بینیم همواره این خود صندوق رأی‌گیری است که نظرش به آقای خامنه‌ای نزدیک است. اگر از جمله افرادی که عادت به خودفریبی ندارند باشیم، صد البته هویداست که جناب روحانی هرگز کاندیدای هیچ قشری از معترضان و تحول‌خواهان نبوده و نیست، بلکه در بهترین حالت، پیمانکاری است که قرار است خرابی‌ها و کارنابلدی‌های محمود را با توجه به اولویت‌های نظام رفع و رجوع کند.


ایشان انتخاب شدند با همکاری همه، و همه راضی به نظر می‌رسند، مثلاً همکاری سیستم امنیتی که چه کسی نمی‌داند از کاه کوه می‌سازند و کلاه با سر می‌آورند. نه مدرک ایشان مورد قابل بررسی داشت نه حتی معشوقه‌ای از سرزمین روباه پیر؛ یا مثلاً همکاری مخلصانه بی‌بی‌سی که قبل از همه رسانه‌های نظام، زمانی که انتخابات در نظر عده زیادی از رأی‌دهندگان همین جمعه بلاموضوع و غیر قابل بحث بود، جلسات و میزگردهایی جدی و گرم در این رابطه روی آنتن برد. یا باز هم مثلاً سبزهای مطرحی که می‌خواستند هر چه زودتر به زندگی مألوف و عادی، بدون حاشیه‌هایی به ملتهبی «سرگذشت میرحسین و کروبی چه می‌شود» بازگردند یا گروه بزرگ‌تری از سبزها که با توجه به مسائل اقتصادی یا سایه جنگ، تنها نیاز به شنیدن این جمله گهربار داشتند که «بعضی‌ها به هر دلیل ممکن است نخواهند از نظام حمایت کنن، اما از کشورشون که می‌خوان حمایت کنن؛ پس باید رأی بدن!»  و حجت تمام، جمله‌ای که هرگز فردای بعد از اتنخابات گفته و شنیده نخواهد شد. به گونه‌ای ظواهر همه هم حفظ شده؛ این گونه است که نظام با یک تیر چند نشان زده، همه از اصول‌گرا و اصلاح‌طلب و بی‌بی‌سی و سبز سابق و بیت و... هم راضی و خوشحال. به قول خودشان، با این انتخابات جنبش سبز هم به گور می‌رود و گویی جمهوری اسلامی بعد از چهار سال از آن سرافکندگی و مصیبت فارغ می‌آید.

بر خلاف ادعاهای خنده‌دار ما نه تنها رأی ۸۸ و خون‌های رفته را پس نگرفتیم، بلکه فقط رأی ۹۲ را به شرط دزدیده نشدن واگذار کردیم به منویات رهبر در اتنخابات مهندسی‌شده‌ای که همان یکی دو وعده عقلانی کاندیداها در رابطه با اصلاح روابط خارجی و اقتصاد ساعت ۸ صبح رای‌گیری به «دَرَک» رفت. در همان زمانی که مردم زجرکشیده با امید به بهبودی حداقلی در صف رأی دادن لبخند زورکی می‌زدند، رهبر با اطمینان و اعتماد به برد خود به آمریکا و در واقع جهان خارج و واقعی‌تر به منافع همان مردم «دَرَک» گفت.

این روزها تنها می‌گریم، سخنی با کسی ندارم، به من و ما باز هم خیانت شد.

دانا
۲۶ خرداد ۱۳۹۲

-----------------------------------------

نوشتارهای مرتبط:








دعوت از شما نجیب گرامی؛ در فیس‌بوک به ما بپیوندید:


یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲ ه‍.ش.

محمد نوری‌زاد: انتخاب حسن روحانی، احیای مجدد مرده‌ محتضر بود!



محمد نوری‌زاد:
انتخاب حسن روحانی، احیای مجدد مرده‌ محتضر بود!


«با انتخاب روحانی، موجودی که در حال اضمحلال بود، احیا شد و تا چهار سال خیال آقای خامنه‌ای و سرداران سپاه راحت است».


-----------------------------------------

نوشتارهای مرتبط:







دعوت از شما نجیب گرامی؛ در فیس‌بوک به ما بپیوندید:


پنجشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۲ ه‍.ش.

حسن روحانی، کاندیدایی که از نو باید شناخت! نماد نیرنگ نظام، رئیس جمهور نظام شد!



حسن روحانی، نماد نیرنگ نظام، 
رئیس جمهور نظام شد!

«نجواهای نجیبانه»: امروز صبح، نوشتاری مستند و روشنگر در مورد سوابق، کارنامه و نقاط تاریک و مبهم زندگی حسن روحانی در وبسایت «خودنویس» منتشر گردید. اما بعد از ظهر، این وبسایت توسط گروهی از به اصطلاح ارتش سایبری با نام «جهاد گمنام مجازی» و با این پیام که «هیچ حاشیه امنی برای یاوه‌گویان و مزدوران بیگانه نیست، هر کجا باشید»، هک گردید. بنا بر این، در راستای «یافتن راهی به رهایی از راه آگاهی» تصمیم گرفتم با اجازه مسئولان «خودنویس»، این نوشتار را در اینجا بازنشر دهم! درد برخاسته از فریب خوردن، یکی از سخت‌ترین دردهاست، و بسیاری تلاش می‌کنند سراب را آب نشان دهند، و قطعاً باید نسبت به افراد دورنگ و فریبکار، بیش‌ترین احتیاط را داشت؛ هر چند امیدوارم مردم ایران، درست‌ترین تصمیم را بگیرند و گرفتار دام پهن‌شده توسط فرصت‌طلبان نگردند و بار دیگر به مسلخ نروند و این سخنان حکیمانه را پیش رو داشته باشند که:

«عاقل از یک سوراخ، دو بار گزیده نمی‌شود»؛

«آزموده را آزمودن خطاست»؛

«رهایی، رایگان نیست»



متن کامل نوشتار به این شرح است:

حسن روحانی، کاندیدایی که از نو باید شناخت!

بخش تحلیل «خودنویس»: حسن فریدون، که بعد از انقلاب به «دکتر روحانی» معروف شده، چهره‌ای امنیتی است که نقش موثری در کنار هاشمی رفسنجانی در تداوم «دفاع مقدس» داشته است.

در کشورهای پیش‌رفته و دموکراتیک، رسانه‌ها از سیر تا پیاز مسائل مربوط به خانواده و روابط سیاسی و مالی و تصمیم‌گیری‌های کاندیداها در دوران نمایندگی و یا داشتن مسوولیت اداری و دولتی را منتشر می‌کنند.

اما حتی ویکی‌پیدیا هم که منبع تازه‌کارهای آنلاین است و از سوی بسیاری از محققین فاقد ارزش حرفه‌ای خوانده می‌شود، در باره خانواده حسن روحانی اطلاعی به خوانندگان نمی‌دهد. بسیاری از بخش‌های معرفی حسن روحانی به تازگی به ویکی‌پیدیای او اضافه شده است.

پسر حسن روحانی، اولین گمشده ویکی‌پیدیا و رسانه‌ها

این‌که تصور کنید مدیران رسانه‌هایی مثل بی‌بی‌سی فارسی تاکنون چیزی در مورد فرزند حسن روحانی نشنیده‌اند برای اهل فن محل تردید است.

دو منبع مختلف که در مقاطع مختلف همکار مرکز تحقیقات استراتژیک بوده‌اند، مرگ فرزند حسن روحانی به شکلی مشکوک را تایید کرده‌اند. بر اساس گفته‌های این منابع، دو بحث متفاوت در باره علل «خودکشی» فرزند حسن روحانی مطرح بوده است.

- نخست، لو رفتن انتقال اطلاعات محرمانه به مخالفان نظام از سوی فرزند حسن روحانی از طریق وزارت اطلاعات کشف شده و با آگاهی و اطلاع دادن به پدر، فرزند خودکشی «می‌شود».

- دوم، گرایش جنسی فرزند از سوی پدر تایید نشده و فرزند از ناراحتی خودکشی کرده است.
این منابع، گزینه دوم را بعید دانسته‌اند.

مجید محمدی که نخستین بار در سایت رادیو فردا به این مساله اشاره کرده بود نیز از همکاران سابق مرکز تحقیقات استراتژیک است.

در غرب، کاندیدایی که به جامعه دروغ بگوید و یا مسائل مهمی را از آنان پنهان کند، از سوی رسانه‌ها و افکار عمومی تحت فشار قرار می‌گیرد و معمولا کناره‌گیری می‌کند.

اما  مدیران رسانه‌هایی که در باره حسن روحانی سکوت کرده‌اند و احتمالا امیدی به انتخاب او دارند، طبیعتا از رسانه‌ خود برای کشف و انتشار واقعیت استفاده نمی‌کنند.

سکوت اکبر گنجی به عنوان گنجینه اطلاعات امنیتی که از مرگ‌های مختلف در پروژه‌های مرتبط با حجاریان پرده بر می‌داشت نیز محل تردید است. گنجی در حال حاضر «پروژه جلب آرا برای افزایش مشروعیت جمهوری اسلامی در جهت کاهش احتمال حمله نظامی» را دنبال می‌کند که این دیدگاه روز گذشته نیز از سوی آیت‌الله خامنه‌ای مورد تاکید قرار گرفت.




برادر حسن روحانی

حسین فریدون، برادر امنیتی حسن روحانی، چهره ناشناخته‌ای برای مردم اما شناخته شده برای اهل فن است. از او در زندگی‌نامه حسن روحانی در ویکی‌پیدیا چیزی نیامده است.

یک منبع امنیتی که در دهه ۶۰ در ایران شاغل بوده است، می‌گوید که حسین فریدون در دوران مسوولیت‌های اطلاعاتی و پس از آن، از قدرت خود برای سوء استفاده جنسی از همکاران زن استفاده می‌کرده است. یک همکار سابق حسین فریدون نیز این مساله را تایید کرده است. این همکار سابق معتقد است که حسین فریدون هیچ‌گاه در محل کار نگران پرونده‌دار شدن به خاطر «آزار جنسی» نبوده است.

گفته می‌شود حسین فریدون در دوران غیبت صغرای مهدی هاشمی(۱۳۸۸-۱۳۹۱)، برخی اطلاعات محرمانه را به فرزند ریاست مجمع منتقل کرده است. هنوز معلوم نیست که انتشار اطلاعات در باره ثروت خانواده خامنه‌ای که در سال ۱۳۸۸ از سوی مهدی هاشمی به چند نفر در خارج از کشور ارسال شد، با همکاری حسین فریدون تنظیم شده است یا نه، اما مهدی هاشمی تاکید کرده بود که کارشناسان سابق وزارت اطلاعات در تهیه این مدارک نقش داشته‌اند. بخش عمده همان مدارک و عکس‌ها بعدا از سوی یک کارگردان سینما منتشر شد.

کوی دانشگاه

در ویکی‌پیدیا، اگر «کوی دانشگاه» را جستجو کنید به این جمله می‌رسید: «در سومین مناظره انتخاباتی ۱۳۹۲، محمدباقر قالیباف، اظهار داشت که روحانی زمانی که شورای عالی امنیت ملی بوده است، به دانشجویان برای برگزاری یادبود کوی دانشگاه مجوز نداده است. اما روحانی در جواب گفت: «شما گفتید این‌ها را بیاوریم و بعد گاز انبری کار را تمام کرده و دستگیرشان کنیم که من مخالف بودم.»

این در حالی‌ است که حسن روحانی در تاريخ ۲۳ تيرماه سال ۱۳۷۸، سخنراني خود تهديد به كشتن و نابود كردن «مخالفان» کرده بود.

علی افشاری، از اعضای اصلی دفتر تحکیم وحدت در سال ۱۳۷۸، درباره حسن روحانی می‌نویسد: «او در ۲۳ تیر ماه  ۷۸ سخنرانی تندی را بر علیه معترضین و جنبش دانشجویی  ایراد کرد و فرمان حمله سازمان یافته گروه های فشار و دستگیری‌های فله‌ای  دانشجویان  را صادر نمود.»

سرکوب گسترده دانشجویان در روز ۲۳ تیر ۱۳۷۸ با هماهنگی کامل سپاه پاسداران و شورای عالی امنیت ملی انجام گرفت.

تصفیه ارتش

حسن روحانی از جمله عوامل تصفیه ارتش در پادگان‌ها در ابتدای انقلاب شناخته می‌شود. در ویکی‌پیدیا اما، نوشته شده: «با پیروزی انقلاب، حسن روحانی در نخستین اقدام در سال ۱۳۵۸، به ساماندهی ارتش آشفته و پادگان‌های از هم پاشیده پرداخت.» رئیس کمیسیون دفاع مجلس اول و دوم فرماندهی پدافند هوایی، جانشینی فرماندهی جنگ، و ریاست ستاد قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا را نیز بر عهده داشته است.

حسن روحانی به همراه هاشمی رفسنجانی از جمله عوامل تداوم جنگ ایران و عراق بوده است.

مدرک‌سازی یا مدرک‌بازی

بزرگ‌ترین سودی که نصیب حسن روحانی شده، ناشناخته ماندنش برای حامیان خاتمی و هاشمی است. گرچه حامیان هاشمی بدون توجه به جنایت‌ها و فساد حاکم بر دولت و گزارش‌های بین‌المللی در مورد فساد مالی و سوءاستفاده از قدرت در خانواده‌اش، به حمایت از او ادامه می‌دهند. پس اینکه حامیان یک  متهم به جنایت، تداوم جنگ، سوء استفاده کننده از قدرت از حسن روحانی هم حمایت کنند، جای تعجبی باقی نمی‌گذارد.

کسانی که تنها به زندگی‌نامه «روحانی» در ویکی‌پیدیا اکتفا می‌کنند، هنوز متوجه نقاط قابل تردید درباره او نشده‌اند.
در زندگی‌نامه حسن روحانی در ویکی‌پیدیا آمده است: «حسن روحانی، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در دوره چهارم و دوره پنجم و دبیر شورای عالی امنیت ملی از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۴ بوده است.» به این ترتیب، او از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۹ به طور مرتب هم در مجلس حضور داشته و هم در شورای عالی امنیت ملی. تبدیل سال شمسی به میلادی این سال‌ها، سخت نیست. به عبارت بهتر، حسن روحانی از سال ۱۹۸۹ تا ۲۰۰۵، دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده است و از ۱۹۹۲ تا سال ۲۰۰۰، عضو ثابت هیأت رئیسه مجلس.

 کسانی که به مدرک «حسن فریدون» در دانشگاه کالدونین اکتفا کرده‌اند معتقدند که این فارغ‌التحصیل فوق لیسانس در سال ۱۹۹۳ و گیرنده مدرک دکترا در ۱۹۹۹، بدون شک دانشجوی این دانشگاه بوده است.

هنوز هیچ منبعی، عکس‌های «حسن فریدون» در دوران تحصیل در اسکاتلند را منتشر نکرده است که معلوم کند «حسن فریدون» مورد اشاره در مدارک دانشگاه کالدونین که اتفاقا در سال ۱۹۹۳ تأسیس شده، با حسن روحانی یکی است. اینکه کسی در سال افتتاح دانشگاه بتواند از آن مدرک فوق لیسانس بگیرد از نقاط قابل بررسی تحصیلات تکمیلی است.
اطلاعات در باره دانشگاه کالدونین به زبان فارسی به تازگی بر روی ویکی‌پیدیا قرار گرفته است و به نظر می‌آید از سوی حامیان «دکتر روحانی» است.

اما در فیلم تبلیغاتی حسن روحانی، ادامه تحصیل او قبل از انقلاب ذکر شده است.

مدرک‌سازی و یا نوشتن رساله‌های تحصیلات تکمیلی حتی در خارج از کشور مسبوق به سابقه است. بر اساس گفته‌های یک منبع نزدیک به دولت آمریکا، نوشتن رساله دکترای یکی از دستیاران سابق «دکتر روحانی» به یکی از کارشناسان شناخته شده حوزه ایران سفارش داده شده بود.


منبع: وبسایت «خودنویس»


پی‌نوشت (نجواهای نجیبانه):

بمب‌گذاری مرکز یهودیان آرژانتین

همچنین طبق اخبار منتشرشده، بر اساس کیفرخواست رسمی دادستان آرژانتین، حسن روحانی عضو کمیته شش نفره‌ای بود که بمب‌گذاری مرکز یهودیان در بوینس آیرس آرژانتین را تصویب کردند. در این بمب‌گذاری، در سال ۱۹۹۴ (۱۳۷۳۸۵ نفر کشته شدند. علی خامنه‌ای، اکبر هاشمی رفسنجانی، علی‌اکبر ولایتی، اصغر حجازی و علی فلاحیان اعضای دیگر این کمیته بودند.


-----------------------------------------

نوشتارهای مرتبط:











دعوت از شما نجیب گرامی؛ در فیس‌بوک به ما بپیوندید:


بر اساس بیانیه تحلیلی بسیج، شرکت در انتخابات یعنی تأیید تحریم‌ها، رد تقلب در انتخابات ۸۸ و تثبیت اعتماد به جمهوری اسلامی




بر اساس بیانیه تحلیلی بسیج، شرکت در انتخابات یعنی:
تأیید تحریم‌ها،
رد تقلب در انتخابات ۸۸
و تثبیت اعتماد به جمهوری اسلامی

چکیده:
فارغ از اینکه به کدام‌یک از افراد مهندسی‌شده در هندسه انتخابات رأی داده شود، آیا از این واضح‌تر می‌توان نتیجه گریزناپذیر مشارکت در انتخابات را بیان داشت؟! ما بارها از این سوراخ، گزیده شده‌ایم و هر بار، دوباره بر سر همین گور، گریه می‌کنیم!
دوستان گرامی! آری، هدف همه ما یکی است: آزادی، دموکراسی و حقوق بشر؛ اما گاهی مسیر را اشتباه می‌بینیم یا نادرست بر ما نمایان می‌سازند، سراب را آب نبینیم!

بر اساس گزارش خبرگزاری فارس، در بیانیه سازمان بسیج مستضعفین در مورد انتخابات، آمده است: «۲۴ خرداد ۹۲ که روز پیروزی جبهه انقلاب اسلامی در برابر نظام سلطه خواهد بود یک بار دیگر دنیا، شاهد حماسه‌آفرینی ملت ایران خواهد بود. ملت ایران خواهند آمد تا پاسخ دو طایفه شیطانی را بدهند. اولاً آمریکایی که اعلام کرد «تحریم می‌کنم تا مردم را از نظام جدا کنم» شاهد حضور شگفت‌انگیز ایرانیان بوده و شکستی سخت نصیب استکبار خواهد شد. ثانیاً کسانی که با ادعای تقلب در سال ۸۸، سلامت نظام انتخاباتی را زیر سؤال برده و تلاش کردند تا با این ادعا، مردم را از آمدن پای صندوق‌های رأی منصرف و نسبت به مشارکت در انتخابات دلسرد کنند با حضور حداکثری، پاسخ کوبنده خود را از ملت دریافت خواهند کرد. اگرچه حضور انبوه مردم در انتخابات مجلس دهم، فتنه‌گران را رسوا کرد، اما حضور حیرت‌انگیز ۲۴ خرداد ۹۲ با شور و حماسه‌ای افزون، بصیرت بالای ملت و اعتماد عمیق آنان را به نظام اثبات نموده و نام ایران اسلامی را برای همیشه تاریخ در قلوب بشریت به اهتزاز در خواهد آورد.»
در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: «یقیناً حضور حداکثری پای صندوق‌های رأی موجب افزایش اقتدار ملی، قدرت چانه‌زنی و حقانیت کشورمان در عرصه‌های بین‌الملی و شتاب در نتیجه‌بخشی قیام‌های مردمی در سراسر جهان گشته و هر رأی، رأیی دوباره به جمهوری اسلامی خواهد بود. بی‌شک، هر ایرانی با هر سلیقه، با حضور هوشمندانه در روز انتخابات، اعتماد به نظام مقدس ایران اسلامی را بار دیگر تثبیت نموده و برائت عملی و علنی خویش را از اقدام فتنه‌گران برای زیر سؤال بردن نظام انتخاباتی، اعلام می‌نمایند که در این میان، انتخاب اصلح نیز مبتنی بر معیارها و شاخصه‌های مقام معظم ولایت مورد تأکید است، تا رئیس جمهوری سکان اجرایی کشور را به دست گیرد که مایه افتخار اسلام و ولایت و خار چشم دشمنان بوده و مجری تحقق تمدن نوین اسلامی باشد.»

اما سخنی با کسانی که به هر دلیل و انگیزه، قصد مشارکت در این انتخابات نمایشی را دارند: فارغ از اینکه به کدام‌یک از افراد مهندسی‌شده در هندسه انتخابات رأی داده شود، آیا از این واضح‌تر می‌توان نتیجه گریزناپذیر مشارکت در انتخابات را بیان داشت؟! ما بارها از این سوراخ، گزیده شده‌ایم و هر بار، دوباره بر سر همین گور، گریه می‌کنیم!
دوستان گرامی! آری، هدف همه ما یکی است: آزادی، دموکراسی و حقوق بشر؛ اما گاهی مسیر را اشتباه می‌بینیم یا نادرست بر ما نمایان می‌سازند، سراب را آب نبینیم!

«عاقل، از یک سوراخ، دو بار گزیده نمی‌شود!»

«آزموده را آزمودن خطاست!»

«رهایی، رایگان نیست!»

-----------------------------------------

نوشتارهای مرتبط:














چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۲ ه‍.ش.

«گاف لگد» خبرگزاری‌های فارس و مهر درباره سخنان خامنه ای؛ خس و خاشاک به گاو و خر تبدیل شد!








«گاف لگد» خبرگزاری‌های «فارس» و «مهر»
درباره سخنان خامنه‌ای!

«مردم در سال ۸۸ از لگد زدن عده‌ای به قانون ضربه دیده‌اند!»

خس و خاشاک به گاو و خر تبدیل شد!

قابل توجه دوستانی که قصد رأی دادن دارند؛ 

«تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!»

خبرگزاری‌های امنیتی «فارس» و «مهر» در اقدامی هماهنگ، لگدپراکنی کردند! و سخن علی خامنه‌ای، رهبر ادیب و فرزانه انقلاب را در به کار بردن تعبیر «لگد زدن» برای میرحسین موسوی، مهدی کروبی و سایر معترضان به انتخابات سال ۸۸ را انتشار دادند! اما بلافاصله پس از این لگداندازی، خبرگزاری فارس، تیتر و محتوای خبر «لگد» را حذف کرد، خبرگزاری مهر نیز در خبر خود، «لگد» را حذف کرد! اما من توانستم از لگد زدن‌ها عکس‌برداری کنم! این هم متن فرمایشات رهبر ادیب و فرزانه انقلاب:

«به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، جمعی از اقشار مختلف مردم صبح امروز با مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دیدار کردند.
رهبر انقلاب در این دیدار فرمودند: بنده اصرارم بر حضور حداکثری ملت در انتخابات به خاطر این است که حضور قدرتمندانه ملت ایران باعث می‌شود که دشمن مأیوس شود و فشار را کم کند و راه دیگری را دنبال کند.
رهبر انقلاب با بیان اینکه بحمدلله روال انتخابات تا امروز روال خوبی بوده است تأکید کردند: یکی از نقاط برجسته این است که گفتمان مردم، گفتمان قانون‌گرایی است، مردم در سال ۸۸ از عدم تبعیت و لگد زدن عده‌ای به قانون ضربه دیده‌اند.
رهبر انقلاب با اشاره به مناظره‌ها تصریح کردند: کار صدا و سیما در انتخابات،تهمت‌زنندگانی را که می‌گفتند آزادی بیان نیست ، خجالت‌زده کرد، البته بنده در زمینه آن مسائلی که آقایان مطرح کردند، مطالبی دارم که بعداً خواهم گفت.
رهبر انقلاب با بیان اینکه در راه عزت و پیشرفت ایران، توکل به خدا اهمیت ویژه‌ای دارد فرمودند: عده‌ای غافلند و در محاسباتشان کانه توکل به خدا جایی ندارد، این محاسبات مادی را مستکبران عالم بهتر از شما می‌کنند اما هر روز عقب می‌روند.»



توکل به خدا! این شعر و ویدئوی جناب محمدرضا عالی‌پیام (هالو) را هم همین‌طوری جهت خنده و زاری اینجا می‌گذارم؛ یه وقت‌هایی فکر نکنید منظور خاصی دارم؛ اصلاً و ابداً!

«... به هر کی اعتراض کنه، حرف خطرناک بگن
انگ سیاسی بزنن، فحش‌های ناپاک بگن
یا بز و بزغاله بگن، یا خس و خاشاک بگن
نه، خس و خاشاک چیه؟ بگن همه گاو و خرین
من که می‌رم رأی می‌دم؛ شما هم برین رأی بدین!


هر کی بخواد نق و نوق بزنه، جاش توی بند اوینه
اونم نه بند عمومی، انفرادی، زیرزمینه
هر کسی که می‌خواد بخواد، هر کی نمی‌خواد همینه
بگن راه باز، جاده دراز، گم شین و از ایران برین
من که می‌رم رأی می‌دم، شما هم برین رأی بدین!

اگر بگن برادرا، باتوم یعنی حرف حساب
با مشت محکم بکوبین تو پوز ضد انقلاب
از این به بعد، وضو با ساندیس می‌گیریم به جای آب
بعد برین شعار بدین، مرگ به اون، مرگ به این
من که می‌رم رأی می‌دم، شما هم برین رأی بدین!

هر چی سرتون می‌یارن، اینقده هی نگین چرا؟
می‌شد که بدتر هم بشه، اما نشد شکر خدا
به جای نق و نوق زدن، دستا زمین پاها هوا
واسه این‌که تو صف نمونیم، فاعلا رو زیاد کنین
من که می‌رم رأی می‌دم، شما هم برین رأی بدین!

دارو اگه گیر نمیاد، چکار کنم؟ خوب به درک!
دم کنه شناب و سه پستون رو با برگ زالزالک
بده مریضت بخوره شفا می‌گیره کم‌کمک
دعا به بازوی مریض ببند به جای آسپیرین
من که می‌رم رأی می‌دم، شما هم برین رأی بدین!

اگه بگن مشتی چیه؟ چرا گرفته، خسته‌ای؟
می‌گم چیزی نیست بخدا، راه نفس رو بسته‌ای
شام و ناهارمون شده فقط انرژی هسته‌ای
بمب اتم را بتپونن بهمون بی وازلین
من که می‌رم رأی می‌دم، شما هم برین رأی بدین!

حزب‌ها اگه بسته شدن، برین همه تو حزب باد
اونجا حقوق بشر رو خوب بمالونین تا بچاد
بعد اگه تحریم شدین، بشین تا جون‌تون درآد
این که جون از کجا درآد، خوب اختیار تام دارید
من که می‌رم رأی می‌دم، شما هم برین رأی بدین!

دفعه پیش گفته بودم «من که دیگه رأی نمی‌دم»
نوشابه بهم دادن و گفتن که شکر خورده بیدم
نمی‌دونین چی شنیدم، نمی‌دونین چیا دیدم
واسه این‌که باز بهم نگن «هالو» بفرما تو اوین
من که می‌رم رأی می‌دم، فقط نمی‌دونم به کی بدم!»






-----------------------------------------

نوشتارهای مرتبط: